زندگی عاقلانه

ای برادر قصه چون پیمانه است// معنا اندر وی بسان دانه است// دانه معنی بگیرد مرد عقل// ننگرد پیمانه را گر گشت نقل‏
ما انسانیم ممکنه اشتباه هم بکنیم ممکنه تو حرف زدن تاپوق بزنیم. ممکنه بگیم راس ساعت شش شروع می کنم ولی 7 بیمار بشیم. به عنوان ی انسان ممکنه زمانی هم حالم جسمی یا ذهنمون خوب نباشه و امتحانمونم خراب کنیم دنیا آخر نشده
اها 5 بله خیلی مهمه اخه من همیشه این احساس رو دارم که همه اطرافیانم کاملا و من فقط هی بالا پایین دارم بله بله فقط یه مطلبی شرمنده طول کشید
خواهش می کنم
راجع به حال بد ذهنی من میدونید مثلا میخوام کاری کنم که آرمان گراییم کم بشه
آدم سالم طیفی از کیفیت ها را در کارهای مختلف در نظر می گیره
اینم 6 بود
به خودم میگم ببین تو تا الان به خاطر شرایط بد روحیت درس نخوندی ولی الان دیر نشده یا اگه دیر شده شروع کن که بدتر نشه این افکار خیلی به دردم میخوره اما اماااا
یعنی میگه درسته شش صبح بلند نشدم ولی کیفیت کارم صفر نمیشه میشه 90 از صد
هی یه فکری میاد سراغم که این امید دادن به خودم در واقع توجیه کردن اشتباهات و بهونه آوردن برای نخوندنه این فکر دومی مثل یه جدال تو مغزمه که اعصاب برام نمیزاره
ببینید باید جلوی راحت طلبی ذهن را هم بگیری ذهن دوست داره راحت باشه
بله
7. بهش بگو درسته که سر وقت شروع نکردم ولی الان شروع می کنم و تلاش می کنم ان شاالله جبران کنم
پس من باید نه کاملا همه چی رو بهونه بیارم و توجیه کنم که ذهنم راحت طلب و تنبل باشه و نه خیلیی خودمو سرزنش کنم که مانعی برای ادامه راهم باشه
یعنی باید با ندای پذیرنده و مشفق با ندای انتقادگر ویرانگر مقابله کنی
اها
بله
که اینطور
مثلا زمانی که خسته ای هم نگو امشب خسته ام نمی خونم
نکته دیگه ای موند؟
پس چی
بگو امشب خسته ام با کیفیت 50 این درس را مرور می کنم
اهاااا
اینو یادتون باشه
پس یعنی نه طوری باشه که بگم چون خسته ام اصلاا نمیخونم و نه طوری باشه که بگم با اینکه خستم ولی باااید بخونم حد وسط درسته
نکته خیلی خوبی بووود
آدم های موفق طیفی از کیفیت ها را برای کارهای مختلف در زمان های مختلف در نظر می گیرند
آدم های موفق طیفی از کیفیت ها را برای کارهای مختلف در زمان های مختلف در نظر می گیرند
آدم های موفق طیفی از کیفیت ها را برای کارهای مختلف در زمان های مختلف در نظر می گیرند
آدم های موفق طیفی از کیفیت ها را برای کارهای مختلف در زمان های مختلف در نظر می گیرند
آدم های موفق طیفی از کیفیت ها را برای کارهای مختلف در زمان های مختلف در نظر می گیرند
آدم های موفق طیفی از کیفیت ها را برای کارهای مختلف در زمان های مختلف در نظر می گیرند
اینو ملکه ذهنم میکنم
ما ی ذهن احمق داریم ی ذهن مشفق. ذهن احمق میگه ورزش نکن ورزش یعنی وقت تلف کردن
خب
ذهن مشفق میگه درسته ورزش ی زمانی را به خودش اختصاص میده ولی کیفیت کار را بالا می بره و نشاط ایجاد می کنه و حس ما را نسبت به خودمان خوش می کنه و حافظه تقویت میشه ارزش معنوی مباحث بالا حدود 300 میلیون تومان است دقت کنید هدر نرود با آنها انس بگیر
ممنون از شما
خدا نگهدارتون
پل ارتباطی: mh.gh110@gmail.com
کانال ایتا: https://eitaa.com/zendegiearam


سلام وقتتون بخیر
ممنون از اعتمادتون
روان شناس هستم
ابتدا بفرمایید: سن، تحصیلات، جنسیت، وضعیت تأهل، شغل؟ مذهبی هستی؟
سابقه بیماری تیروئید، دیابت، کم خونی، اعتیاد مواد یا الکل یا فضای مجازی؟ اضطراب و دلشوره های مستمر، افسردگی و وسواس های فکری و عملی؟کی آزمایش خون کامل دادید؟
سلام علیکم
17 سالمه دانش آموز یازدهم تجربی دخترم مجردم مذهبیم بیماری خاصی نداشتم اعتیاد به فضای مجازی گه گاهی دارم افسردگی پارسال دچارش بودم اضطراب دارم وسواس های فکری و عملی هم داشتم البته جدیدا فقط فکریه اره داشتم میگفتم خیلی توجه و فکر کردم و متوجه شدم من زمینه وسواس رو به صورت ژنتیکی داشتم فقط در این سه سال این مساله اوج گرفت متاسفانه مشاوره حضوری نرفتم و الان از شما کمک میخوام چند نمونه از وسواس هام رو عرض میکنم مثلا در سن12 - 13 سالگی دچار وسواس دینی و عملی شده بودم و با هر نماز سه بار وضو میگرفتم اما وسواس های فکری من از 14 سالگی اوج گرفت و هنوز هم ادامه داره مثلا برای درس خوندن وقتی 15 سالم بود میگفتم از ساعت 6 صبح باید شروع کنم به خوندن اگر کمی تایم اینور اونور تر میشد اعصاب نداشتم این مساله برای اول هفته اول ماه و یا حتی اول سال هم شکل گرفته بود یا مساله میخوام شروع کنم به یه مساله ای مثل درس خوندن با خودم میگم خب تو از الان فرض کن نقطه شروعته و صفر کیلومتری و از الان نباید خطا و گناه کنی و درستو کامل باید بخونی اگر اون برنامه آرمانی ذهنیم عملی نشه میزنم به سیم آخر به هر گناهی روی میارم دیگه اصلااااا درس نمیخونم نمونش پارسال که باعث افسردگی شدیدم شد چون کمی زده شده بودم از زندگی با خودم میگفتم تو که انقدر بی خاصیتی بزار تا تهش بری به نظرم این صحبتا کافیه برای پی بردن به مشکلم
الان برای وسواس مشاوره میخواهید؟
بله
تقریبا چند ساله وسواس دارید؟
گفتن بهتون احساس میکنم از بچگی این رو داشتم به صورت ژنتیکی فقط سه ساله نمود پیدا کرده و اوج گرفته
در خانواده چه افرادی وسواس دارند؟
توجه به رفتارشون کردم برادر کوچیکم و پدرم و عموم
کلا از خانواده پدریمه
البته
مادرم هم وسواس تمیزی داره شدیددد
ولی فقط وسواس تمیزی وسواس فکری ندارن اتفاقا خیلی خیلی بیخیالن از لحاط ذهنی
وسواس خودتان الان در چه موضوعاتیه؟
و زندگی رو سخت نمیگیرن در زمینه درسه بیشتر و در زمینه دین یعنی گناه کنم خطا کنم به هم میریزم در طول روز گناه کنم میگم از روز بعد از نو شروع کن در زمینه درس هم همینطور
اینو بهش نمیگند وسواس
در غسل یا وضو یا طهارت یا نماز یا نظم یا چک کردن وسواس دارید؟
آرمان گراییه؟
احسنت. بی نقص گرایی افراطی یا کامل گرایی افراطی
در این مواردی که شما عرض کردید قبلا بله ولی اکنون خیر ترکش کردم
خوب پس آرمان گرایی رو چیکار کنم بله یادمه مشاور مدرسمون هم به من گفته بود فرد آرمان گرایی ام. خیلیی زیاد
رشته تون چیه؟
تجربی
در نمره گرفتن هم آرمانی هستی؟
این طور هستی بگی حتما حتما باااااید عالی بشه اگه نشه خیلی به هم بریزی؟
بله در دوران راهنمایی برای 25 صدم گریه میکردم فکر میکردم فقط 20 ملاکه ولی دوران دبیرستان چون دروس سخت شدن باش کنار اومدم. اره دقیقااا
در خانواده هم ازتون انتظار بالا دارند؟
خیلیی تحت فشارم هی رو خودم کار کردم که این آرمان گرایی کم بشه که کمی بهتر شده ولی هنوز به قوت خودش هست خانواده نه اتفاقا همیشه میگن از خودت راضی باش برامون کافیه. حتی پدرم احساس میکنم آرمان گران
آرمانگرایی با اهمالکاری همسایه است
اهمالکاری؟
بله
منظورت بیهوده کار کردنه یعنی چی؟
یعنی این قدر میخواهیم بی نقص باشیم که اصلا ممکنه شروع نکنیم
اها دقیقاااا
یا اگه شروع کردیم خیلی کند باشیم
بله بله دقیقا. من متوجه شدم که اگه این مساله رو درمان نکنم در آینده در تحصیلاتم در زندگی و هر چیزی دیگه ای اوضاعم وخیم تر میشه
آرمانگرایی با کامل گرایی افتخار نیست باید مراقب ذهنمون باشیم گولمون نزنه و اینو افتخار ندنیم
خب اوم به نظرتون من چیکار کنم که این مساله کمرنگ بشه برام ببینید من برای نمره آرمان گرایی داشتم ولی از بس درس ها سخت شد خود به خود ذهنم با نمره زیر بیست کنار اومدمیخوام بگم که این مساله رو چجور به افکارم تعمیم بدم
1- اول افتخار ندنیم و بیگیم بیمارگون است این آرمانگرایی
2- استاندارها و معیارها را کم کنیم
اها
یعنی از 100 بیاییم 90
انتظاراتم از خودم کم بشه
درسته؟
3. این که سر وقت شروع نکنیم بد میشه ی حسه. حس ما محترم است ولی معتبر نیست اولش که میخوای معیارتو کم کنی احساس خوبی نداری
دقیقا
اضطرابت بالا میره
بله
ولی یادمون باشه ما اول هر مهارتی (مثل دوچرخه سواری یا شنا یا..) که می خواستیم یاد بگیریم اولش اضطرابمون بالا می رفت ولی کم کم که مسلط که شدیم اضطراب کم شد
اها
4- به یاد داشته باشیم وقتی ما کامل گرایی بیمارگونه داریم ذهنمون به ما دروغ میگه احساساتمون بهمون دروغ میگه میخواستی ساعت 6 شروع کنی میگه دیگه فایده نداره میگه اصلا موفق نمیشی تو
پس کار اول اینکه پی به این ببریم که اشتباه آرمان گرایی دو اینکه انتظاراتمون رو کم کنیم سه اینکه به خودمون بفهمانیم اولش سخته بعد آسون میشه و 4 اینکه ذهن ما دروغ میگه پس نباید به افکارمون پر و بال بدیم. بله دقیقا
ولی بهش بگو هی با تو ام چی گفتی و سرتو پایین انداختی و داری میری؟! بهش بگو ی ساعت تاخیر شده یعنی از صد شده نود کم نیست ان شاالله کم کم منظم تر میشم
اوهوم
احسنت خوبه جمع بندی کردید
5

سلام وقتتون بخیر
ممنون از اعتمادتون
روان شناس هستم
17 زن مجرد
من مدتی هست که خود ارضایی داشتم الان تصمیم به ترک گرفتم ولی گاهی اوقات دست خودم نیس
و یهو اینکار رو میکنم اما سری ازش دست میکشم کمکم کنید
سلام
بله
سابقه بیماری تیروئید، دیابت، کم خونی، اعتیاد مواد یا الکل یا فضای مجازی؟ اضطراب و دلشوره های مستمر، افسردگی و وسواس های فکری و عملی؟
کی آزمایش خون کامل دادید؟
خیر به تازگی آزمایش دادم مشکلی نبود
چه مدتیه خودارضایی می کنید؟
حدود 8 ماه
چی شد شروع شد؟
از دیدن یک فیلم
فیلم جنسی؟
فیلم پورن؟
بله
هفته ای چند بار؟
من فقط یک بار این فیلم رو بلکه دوستام برام گذاشتن
قبلاً خیلی این کار رو میکردم ولی کمتر شد الان شاید هفته ای یکبار
ولی نتونستم کاملا حذفش کنم
تا حالا برای رهایی از این عادت چه کارهایی کردید؟
سعی کردم وقتم خالی نباشه که بهش فکر نکنم رابطم رو یکم با خدا بیشتر کردم و برای خودم سرگرمی درس کردم
نظرتون چیه
الان بازم فیلم می بینید؟
نه فقط اون یکبار که دوستام برام گذاشتن همون بود
چیکار کنم؟
دلیل تون چیه میخوای ترک کنی؟ براتون مشکلی ایجاد می کنه؟
نه اصلا یهو بدون اراده این کا رو انجام میدم اما دوباره توبه می کنم
سؤالم را جواب ندادید؟
اگه ضرر نداره پس چرا میخوای ترک کنی؟
بهم حس خوبی نمیده
از خودم بدم میاد وقتی این کار رو انجام میدم
چه حسی اون موقع میاد؟
چه فکرهایی میاد به ذهنتون؟
انگار مثل ی عادته
اون فیلمی که دوستام برام گذاشتن
من قبل از اون اتفاق اصلا هیچ چیزی نمیدونستم
مذهبی هستی؟
فکر این که گناه است و... میاد؟
بله مذهبی هستم
بله هم به خاطر گناه هم خودم اذیت میشم
معذب میشم
پیش خدا
گفتید ی هویی انجام میدید
دست خودتون نیست؟
بله
ولی بعضی اوقات جلو خودم رو میگیرم
اگه مامانتون تو اتاق باشند یا ی دفعه از راه برسند به کارتان ادامه میدید ؟
سریع تر چون وقت تمام میشه و نوبت بعدی میشه
اگه هوس کنید انجام بدید مادرتان باشند انجام میدید؟
نه
ببینید پس شما حق انتخاب و اراده دارید
به همین خاطر سعی میکنم تو جمع باشم
با اختیار خودتان ی موقع هایی انجام نمی دهی حتی میل شدید داشته باشی
بله یک سری اوقات سعی می کنم مقاومت کنم
یکی از بزرگترین زمینه های این کار اینه که ذهن و بعدش شیطان ما را فریب دهند و بگویند که دست خودت نیست
اگر حس کنیم دست خودمون نیست و اراده نداره راه باز میشه و برای کارمون توجیه می کنیم
درسته
بنابراین باید همیشه در نظر داشته باشید که شما انتخابگر هستید هر چند میل شدید باشه
ی نفر به امام صادق گفت
دوستم درگیر ی انحراف جنسیه و دست خودش نیست انگاری عادتش شده
امام فرمود در جمع هم انجام میده؟
گفت نه
امام گفت: پس حق انتخاب داشته و دست خودش است که تنظیم می کنه چه جا و چه زمانی انجام بدهد
پس اون هم مثل من اراده داره
بله درسته
قرآن میگه سبک زندگی حضرت یوسف خدایی بود یعنی دائم کارهاش و افکارش با یاد خدا بود
به همین دلیل در خلوت با زلیخا خدا به فریادش رسید
خدا گفته دائم به یادم باشید تا وقت گناه به یادتون باشم و کمکتون کنم
واقعا ممنونم ازتون
در مسیر ترک برای این که از رحمت خدا و ترک ناامید نشوید کتاب زیر را که یک مرجع تقلید نوشته مطالعه کنید
دقت کنید نگرانی ها و اضطراب ها و پژمردگی ها می تونند زمینه ساز انجام بیشتر شوند تلاش کنید با ورزش و تفریحات سالم و ارتباط معنوی با خدا و ائمه و دوستان خوب و حضور در جمع خانواده و فعالیت های هنری مورد علاقه هورمون های شادی را بیشتر کنید تا گرایش به خودارضایی کمتر شود. اگر ویتامین د کمبود دارید استفاده کنید که این ویتامین معروف است به مولکول شادی.
برای مطالعه بیشتر: سایبر سواری با کلاه ایمنی، نشر به نشر
مرسی حتما مطالعه میکنم

مشخصات: سن 32، مرد، لیسانس، متاهل، کارمند
شکایت یا سؤال اصلی: با این که فردی مقید و اخلاقی هستم چند ماه هست وقتی خونه ام خلوت می‌شود و تنها میشوم سراغ فیلم های پورن می روم از خودم دیگر بدم میاد چه کنم؟همکارانم در شرکتی که کار میکنم مشروب خور و حتی زنا کار با زن شوهردار هستند و من از خود نمی‌گویم چون خودشان کارهایشان را می آیند و تعریف می‌کنند ما هم خواه یا نا خواه می‌شنویم بالاخره محیط کار هست و مجبورم
تاریخچه و وضعیت روانی:  بیماری خاص جسمی یا روانی ندارد.
مهار شهوت سخت است قبل از شما هم مشاوره ای بود آقایی می گفت دائم به زن های فامیل فکر می کنم که باهاشون رابطه جنسی داشته باشم یا زن ممکنه از نظر عاطفی ذهنش درگیر مردهای دیگر بشود
برای همینه که حضرت علی می فرماید چیزی نمانده که انسان عفیف فرشته ای از فرشتگان شود
چیزی که مهمه اینه که در هر تمایل شدید جنسی و عاطفی ما باز اراده داریم. یعنی این طور نیست انتخاب و اراده ما کلا از دست رفته باشد
لذتی را ذهن چشیده باز دنبالش می خواد برود و ما انتخاب می کنیم که این کار را باز انجام بدهیم
ذهن و شیطان برای دور زدن ما بهانه می آورند و یا توجیهات مختلفی می تراشند
که مثلا دست خودت نیست
یا الان به این دلیل و به این دلیل .....چاره ای نداری یا بعد توبه کن یا اصلا مراجع از خودشون گفتند و..... ممکنه برای چند دقیقه لذت زیر آب دین را بزنند
که کی گفته دینی هست
و بعدش حس گناه شروع میشه
چون خود فرد می دونه توجیه کرده و اختیار داشته
اصلی ترین راهکار اینه که توجه کنیم ما اختیار داریم و با انتخاب خوداین کار را می کنیم
2- ذهن و شیطان دنبال هستند توجیه و تحریف کنند.
3- کنکوری ها از نرم افزاری استفاده می کنند برای مدیریت زمان مثلا تنظیم می کنند گوشی تا 4 ساعت قفل شود و نتوانندسر بزنند
می تونید برای خلوت از این برنامه استفاده کنید
4- سوار بالون بشویم برویم بالا بالا بالا
از بالا نگاه کنیم ببینیم پشت صنعت سکس چه شیادانی نشسته اند و برای جلب سرمایه های هنگفت چطور برنامه ریزی می کنند
زن را به بردگی می کشند تا تجارت کنند
یعنی ی جوری وقتی ما دنبال این برنامه ها هستیم کمک کننده هستیم که این زنان برده شوند زنانی که برخی به دلیل فقر برخی به دلیل بیماری روانی و برخی به دلیل تهدید و زور و فریب و سادگی.... به این راه کشیده شده اند و بعدش درگیر بیماری های جسمی و روحی زیادی می شوند
5- باید بیشتر با افراد اخلاقی و مجالس اخلاقی و ارزشی در ارتباط باشیم
از افراد بی قید فاصله بگیریم. افرادی که ما را مستقیم و غیرمستقیم به این سمت جهت می دهند
در برابر شما باید دایره ارتباطی تونو توسعه بدهید و با افراد و کانال های مثبت و معنوی در ارتباط باشید تا اثرات اونا را خنثی کند
6- خودت را تشویق کن در صورت موفقیت مثلا 5 بار موفق شدی عطری بخر یا به دوستی تماس بگیر
7- خود را جریمه و تحریم کن در صورت تخلف. مثلا به همسرتون بگید تا یک ماه شستن توالت و حمام با من
یا منزل مادرتان می روید این کار را بکنید
یا 4 بار نصف غذای دلخواه تان را بخورید
بستگی داره کدام برای شما معنی جریمه داره
8- سودها و ضررهای این فیلم ها را بنویسید و مرور کنید.
9- در روابط زوحی تنش ها و اختلافات هست ولی هنر ما باید این باشد که در بن بست نمانیم و بگومگو یا قهر (طلاق عاطفی) نکنیم. باید با گفتگو آنها را حل کنیم اگر نشد از مشاور خانواده امین و باتجربه کمک بگیریم. سردی جنسی و عاطفی همسران سبب می شود شریک زندگی از اتوبان زناشویی به شانه خاکی و دره منحرف شود.
یکی از ضررهای بالا بردن انتظارات جنسی مرد از زنش هست یعنی ذهن دائم مقایسه می کنه
در حالی که این فیلم ها به شدت با گریم و حقه های سینمایی و...همراه است و در حاشیه اش تبلیغات کالاها و داروها و وسائل جنسی و رژیم لاغری و پوست و... هست
هیچ گربه ای محض رضای خدا موش نمیگیره پشت ساخت این فیلم ها هزار برنامه هست
کتابی هست در دست نشر است شاید یکی دو ماهه دیگر نشر مهرستان چاپ کند به نام مجازی علیه همسران (همراه با داستان های واقعی)
تهیه کنید بخونید بسیار کمک کننده است
10 در قرآن داریم که اگر حضرت یوسف برنامه زندگی ای نداشت که دائم به یاد خدا باشه وقت وقت در آن خلوت نمی تونست خویشتندار باشه
خدا گفته یادم باشید تا یادتون باشم
چون حضرت یوسف سبک زندگی اش طوری بود که یاد خدا بود در اون خلوت خدا کمکش داد
ان شاالله خدا کمکمون کنه که اولا رفتارهای خودمان را توجیه نکنیم ثانیا به حرکت و تلاش ما برکت مضاعف بدهد و این قدر لذت ارتباط با خودش را شیرین کند که
در خلوت از این مسائل مصون شویم
و سخن پایانی
پدر امام رضا، امام کاظم (علیهما السلام) می فرماید:
اوقات شبانه روز خود را با تلاش چهار بخش کنید
1- کسب و کار حلال
2- عبادت
3- معاشرت با افراد خیرخواه و سالم و معنوی
4- استفاده از تفریحات و لذت های حلال . این بخش نیروبخش سه بخش اول است
در کنار تلاش خودمان باید توسل کنیم و دعا.
سبز باشید

کتاب: مجازی علیه همسران ( همراه با داستان های واقعی مشاوره ای)، محمدحسین قدیری، نشر مهرستان، 1403.

 


با توجه به زمینه های خانوادگی زمینه های جسمی و زیستی در شما بالاست و لازمه با پزشک مشورت کنید به خصوص اون ده نشانه که گفتم
بله
تمرینها را باید خیلی جدی بگیرید مثل ماساژ
یعنی فقط باید پیش روانپزشک برم؟
چون تحقیقات علمی اثربخشی آن را اثبات کردند
بعد که داروها اثراتش نمایان شد از روان شناس هم کمک بگیرید
اما درباره وسواس در اعتقادتون چند نکته بگم
بفرمایید
اینم باشه ی عیدی بسیار بزرگ برای شما
من در این زمینه کتاب دارم و تحقیقات زیادی کرده ام
برای همین با اطمینان میگیم
در زمان ائمه به خصوص پیامبر و امام باقر
برخی حضوری می آمدند وبرخی نامه می نوشتند که ما
فکرهایی کفرآمیزی میاد تو ذهنم
آروز می کنیم که ای کاش می مردیم و این افکار را نداشتیم
ایشان می فرمودند اصلا نگران ایمانتون نباشید ایمان شما ناب و خالص است
اگر ناب نبود که براش مشورت نمی کردید و ناراحت نبودید
تصور کنید شما حضرت نوح هستید
و فکرهای بد فرزند نوح
آیا بد بودن فرزند ربطی به حضرت نوح که براش کم نگذاشته بود داره؟
نه
حضرت نوح هم نزد خدا ناراحت بود که چرا این طور شد و....
خدا به ایشان گفتند تو انسان وارسته ای هستی و پیامبر بزرگی
اصلا خودت را برای این موضوع ناراحت نکن او از تو نیست
فکرهای وسواسی با موضوعات اعتقادی مهمان ناخوانده اند که از بیرون می ایند و از شما نیستند
مثل همسایه فضول هستند که به بهانه و بی بهانه سر را می اندازند زیر و می آیند داخل
ممنونم که این مطالب رو بهم گفتید و راهنماییم کردید
ذهنم رو باز تر کرد
ولی یه مشکلی هم هست که اگه امشب درباره ی اون هم راهنماییم کنید کمک بزرگی بهم کردید
چون این یه مسئله به شدت باعث ناراحتی و نگرانیم شده تو این مدت
چیه؟
ان شالله که مطالب بالا که از سخن ائمه است کمک کننده باشد براتون باید انس بگیرید با مطالب.
توضیحش سخته
من قبلا احساساتم توی این مسیر خیلی پررنگ بود مثلا با خدا صحبت میکردم گریه میکردم از اعماق قلبم یه احساساتی داشتم باورایی داشتم شاید بشه گفت التهاب داشتم خیلی
احساساتم زیاد بود
الان هی نگاه میکنم میبینم هنوزم میخوام هنوزم دلم میخواد گریه کنم ولی احساساتم سطحی شده نه میتونم گریه کنم نه میتونم از ته دلم مناجات کنم
دقت کردم دیدم تو باقی موضوعات زندگیم هم گاهی دیده میشه
مثلا از یه کسی خییلی ناراحتم دلم میخواد گریه کنم ولی نمیشه
ولی تو ارتباطم با خدا خیلی اذیتم میکنه با خودم میگم ینی چی شده بهم؟ ینی انقدر دور شدم؟
به شدت حسرت حالتایی که داشتمو میخورم
دلم میخواد بدونم چرا اینطوری شده واقعا من دور شدم؟فشار این موضوع حتی توان جسمیمو گرفته
در مدارس در کلاس ورزش امتحانات خاصی می گیرند
گاهی بین امتحانات مسابقه دو یا بارفیکس و... هست
تصور کنید دانش آموزی تصادف کرده
آیا ایشان یا معلمش باید مثل بقیه از او امتحان بگیرند؟ یا امتحان او متناسب با حال و شرایط جسمی و روحی اش باید باشه؟
افسردگی مشهور است به سرماخوردگی روحی
یعنی این قدر شیوع داره
هر کسی ممکن است دیر یا زود مبتلا بشود این طور نیست که این مسائل مخصوص شما باشه
الان که شرایط خاص دارید نباید انتظارات قبل را داشته باشید و مقایسه کنید با قبل.
شما همان آدم هستید ولی به دلیل بیماری وسواس و افسردگی عایق هایی در مسیر حس و حالتون ممکن است باشه
من میدونم خدا ازم انتظارات زیادی نداره
بنابراین اگه نتونی گریه کنی و راحت مناجات کنی نباید خودت را ملامت کنی نوعش فرق داره اینجا
گاهی مثلا می تونی فقط قرآن را باز کنی و به آیات نگاه کنی
یا به تصور حرم ائمه
به طور خودمونی با خدا و ائمه گفتگو کن. خودمونی بگو کمکم کن برای این بیماری غلبه کنم .
یکی از بزرگان می گفت این تصور اشتباهی است که ما داریم
کی گفته همیشه مناجات باید با گریه باشه
گاهی باید با شادی باشه بگیم من مثلی و انت ربی
کیه مثل من که تو خدای منی
لذت ببری که با معشوقت هستی
یعنی این حالت دور شدن و قساوت قلب نیست؟
شما مطمئنید؟
بله صد در صد مطمئنم
از این بالاتر
گاهی فکر میکنم برای رسیدن به انقطاع این برام پیش اومده
که هیچ به خودم و اعمالم و حتی حالم حتی خواستنم تکیه ای نداشته باشم
شما برای این بیماری و صبری که می کنی و تلاشی که برای درمان می کنی اجر می بری
یعنی نفر داشت خودشو خسته می کرد در دعا
امام علی ی دعای خیلی مختصر بهشون یاد دادند
گفتند نیازی نیست خودت را اذیت کنید
انسان شرایطش یکسان نیست ی موقع حس داره بیشتر بخونه
ی موقع نداره می تونه نوعش را تغییر بده
بزرگی می گفت من گاهی حرم امام رضا میرم
فقط می روم گوشه ای تکیه میدم و به ضریح نگاه می کنم
و خودمونی درد و دلی می کنم
بنابراین اصلا خودتان را
1- با قبل مقایسه نکنید
2- با دیگران مقایسه نکنید
با شرایط فعلی و بیماری خودتان.
بیماری بر شما عارض شده دست خودتان هم نبوده ولی در کل از خدا شکوه نمی کنی
به خدا شکوه می کنی
اینها همه اجر داره
مشاوره را با دقت مرور کنید
دفعات بعد هم مرور کنید
شکوه نکردن اجر داره ینی؟
انس بگیرید با مطالب تا با سرزنش خود باری به بارها اضافه نکنید بلکه حس دیده شدن از سوی خدا پیدا کنید
صبوری بله
چشم خیلی ممنون حرفاتون به لطف خدا موثره
از وقتی که گذاشتید خیلی ممنونم
ولی شکوه کردن به خدا از سختی ها خودش مناجاتم هست و از خدا کمک خواستن .و...
زنده باشید
خدا نگهدارتون