زندگی عاقلانه

ای برادر قصه چون پیمانه است// معنا اندر وی بسان دانه است// دانه معنی بگیرد مرد عقل// ننگرد پیمانه را گر گشت نقل‏


تحقیقات جان گاتمن
برنامه هفتگی زوج‌های شادکام
همسران و  فضای مجازی
اختصاص وقت با کیفیت
فقرِ گفتگو و شنیدن فعال و توجه
داستان‌های واقعی مشاوره‌ای
بوسه‌های میکروثانیه

نمودار را ببینید: اینجا


محمدحسین قدیری، مجازی علیه همسران(مهارت‌های زناشویی با داستان‌های مشاوره‌ای واقعی)، نشر مهرستان،


در بسیاری از موارد در زندگی مثل همسریابی و دوست یابی تصمیمات و انتخاب هایی می کنیم

بعد که گرفتاری های ما شروع شد از خدا گله می کنیم که پس کجایی؟

چرا صدای منو نمی شنوی؟
در فیلم مارمولک دیالوگ بسیار زیبایی بود باید آن را قاب بگیریم در منزل نصب کنیم که:

خریت خودت را گردن خدا مینداز بزمجه


زمان مشاوره ازدواج

وقتی است که چهره و اندام هر کدام برای دیگری خوشایند باشد.

این روزها مشاوره ازدواج آن قدر اتفاق می افتد که وابستگی عاطفی

ایجاد شده است و عملا در این مواقع مشاوره ازدواج فایده ای ندارد


مدرک در ازدواج موفق با هم نسبتی ندارند

در کشور تصور می کنند کسی که عنوان های مدرک به آنها چسبید الزاما شعور هم دارد.

مدرک با شعور ارتباط معناداری نداره
شعور: خرمندی و عقلانیت

 

*افرادی که عنوان مدرکشان، فوق العاده برایشان مهم است احتمالا شخصیت خودشیفته دارند


مشخصات: سن 45 سال کارشناسی، زن متاهل، کارمند، دارای دو فرزند
شکایت اصلی (cc): پسرم 22 ساله است. دیروز اتفاقی گوشی اش را دیدم متوجه شدم با دختری که همکلاسی اش است 4 ترم دوست بودند و حتی رابطه جنسی داشتند. دختر شهرستانی است و ما کرجی هستیم. دانشگاه تهران می روند و دختر خوابگاهی است. والدین دختر آتئویست هستند ولی ما خانواده ای مذهبی هستیم. برای این که حرمت ها شکسته نشه به روی پسرم نیاوردم ولی سربسته باباش گفت از حراست تماس گرفتند و گفتند شما با فلان دختر هستید. تا دیر وقت درباره عواقب این دوستی ها باهاش صحبت کردیم. پسرم شرمنده شد و گفت اشتباه کرده ام و توبه می کنم و قرار شد از مرکز مشاوره دانشگاه تهران کمک بگیره. آیا محبت ما می تونه فکر دختر را از سرش بیندازه؟
تاریخچه ها و وضعیت روانی: فرزند تک پسر است، در تحصیل کوشا بوده و عمران می خواند. دو ترم است افت تحصیلی داشته. مشکل جسمی و روانی نداشته. 
مراقب باشید فشار مستقیم یا غیرمستقیم خانواده می تونه رابطه را پنهانی کنه. خیلی بعید است بعد از 5 ترم ی دفعه احساس مدیریت بشه حداقل تجارب ما اینو میگه.
باید ی جوری برخورد کنید که راحت باشه و از ترس مخفی کاری نکنه. بگید طبیعی است بعد از 5 ترم نشه ی دفعه رابطه را مدیریت کرد. بهش بگید پیشنهاد می کنم اگر حس تون قوی است و نمی تونید مدیریتش کنید یا فراموشش کنید واقعا، خانواده ها با هم صحبت کنند و در خواست کنند برای شناخت عمیق تر زیر نظر مشاور باشیم.
حتی برخی از جلسات مشاوره را خودت شما و والدین دختر هم باشند تا اشتراکات و تفاوت ها بیشتر روشن و عیان بشه
اگر شرایط مشاور حضوری فعلا وجود نداره تشویق کنید فرزندتون و اون دختر برای شروع مشاوره آنلاین یا تلفنی بگیرند
محبت شما جای خودش را داره ولی اون حس را نمی تونه تغییری بدهد حتی ممکنه اگه خیلی حرمت براتون قائل باشه برای این که ناراحت نشید رابطه را تمام کنه و درگیر ذهنی دائمی حل نشده پیدا کنه و ممکنه بعد از ازدواج با فرد دیگر، باز دو باره این رابطه ی جایی شروع بشه بنابراین هر چند می دونید تناسب نیست ولی
اگر واقعا وابستگی شدید هست چاره این نیست فرزندتان و او و هر دو خانواده با هم مواجه بشوند و حتی شده بارها و بارها جلسات خانوادگی داشته باشید این طوری ممکنه چالش ها و اشتراکات و انتظارات و تفاوت های فرهنگی و اقتصادی و.... روشن تر میشه. ولی باید صبور باشید و زمان بدهید