زندگی عاقلانه

ای برادر قصه چون پیمانه است// معنا اندر وی بسان دانه است// دانه معنی بگیرد مرد عقل// ننگرد پیمانه را گر گشت نقل‏
مشخصات: 25 ساله، دبیر، مرد، مجرد
سؤال یا شکایت اصلی: از بچگی ترس زیادی از تنها و طرد شدن از سوی دیگران را داشتم؛ به همین دلیل خیلی توانایی نه گفتن در من ضعیف بود. الانم در نه گفتن خیلی ضعیفم چون میترسم بقیه از من برنجند یا ترک کنند و تنها شوم. سعی میکنم کسی را ناراضی نکنم و دور نکنم
حتی سر مسائلی که واقعا مهم هست و اختلاف نظر دارم خیلی سعی میکنم مهربانانه بیان کنم و جدیت کافی ابراز نمی شود و جدی گرفته نمی شوم. مثلا آشنایی با قصد شوخی توهینی کرد ولی من خوشم نیامد و ابراز کردم ولی خودم هم با خنده مخالفت کردم
نتوانستم جدیت مخالفتم را با حرف ایشان بیان کنم
تاریخچه و وضعیت روانی: حساس و زودرنج،
 در هر اتفاقی هم جنبه مثبت هست و هم جنبه منفی اجازه دهید ی مثال بزنم دانیال آمن روان پزشک مشهور میگه من فرزند سوم و بودم و در خانواده فرزند اول جدی گرفته می شد و من نامریی بودم پدرم فروشگاه زنجیره ای داشت و فرزند اول معاونش شده بود و کاری به کارم نداشتند و کل هفته درگیر فروشگاه بود ایشان می گویند جدی نگرفتن من و کار نخواستن از من سبب شد من فرصت مطالعاتی بیشتری داشته باشم و شب و روز درگیر کتب پزشکی شدم و الان بزرگترین کلینک مجهز برای عکس برداری مغز دارم ایشان میگه هر کسی بررسی کنه می تونه جنبه ای مثبت در مشکلات پیدا کنه دومین تمرینی که کمک می کنه بر اون حس تنهایی غلبه کنیم و احساس ارزشمندی کنیم یافتن هدف در زندگی است آدام لایوزیگ می گوید در دانشگاه بزرگی در سیمناری تحقیقم را گفتم این که 80 در صد از آشنایان خاص و ثروتمند از زندگی خود ناراضی بودند با اینکه برای بار دوم ازدواج کرده بودند باز هم به رضایتی که می خواستند نرسیدند تفاوت آنها با افراد شاد در این بود که این گروه هدف و معنایی در زندگی نداشتند بعد می گوید برای دانستن هدفتان به این 5 سؤال جواب دهید:
1- چه کسی هستید و اسمتان چیست؟
2.دوست دارید چه کاری انجام دهید و چه هدفی را دنبال کنید
3- آن کار را برای چه کسانی انجام می دهید؟
یا کار شما چگونه به دیگران مربوط میشه
4- این افراد چه نیازی که کار شما دارند و برایشان چه فایده ای داره؟
5- این کار چه تغییری در زندگی آنها ایجاد می کنه؟
سه سه سؤال آخر مربوط به دیگران است و دوتای اولی مربوط به خودتان است ی ضرب مثل چینی میگه: ی ساعت می خوای شاد باشی ی چرت بزنید ی روز می خواد شاد باشی ماهیگیری برو در طبیعت ی سال می خوای شاد باشی ارث زیادی از والدین ببر.
ی عمر می خواهی شاد باشی به دیگران کمک کن ببینید اون سه سؤال آخر و این بند آخر کمک می کنه ما هدفمند باشیم و از حس تنهایی و بی ارزشی خارج بشیم اگه کسی از شما پرسید شغلت چیه؟ از اون 5 سؤال باید جواب سؤال 5 را بدهید وقتی هدفتون کمک به دیگری برای زندگی بهتر باشد از اون حس تنها بودن و دیده نشدن خارج میشیم
و حس ارزشمندی تون تقویت میشه حس ارزشمندی شاه کلید است وقتی این بیاد قاطعیت هم زود به زود شارژ میشه
وقتی به کسی کمک می کنید یا در کاری خیر داوطلب میشید بخش هیپوکامپ مغز رشد می کنه این سبب بهبود خلق و خو و حافظه میشه کار خیر می تونه در فضای مجازی هم باشه
شما ممکنه برای همکلاسی ها حرف زیادی نداشته باشی ولی مثلا برای بچه های راهنمایی یا دبیرستان نکات خوبی می تونید در ی کانال بگید
به قول دانیل آمن ما ذاتا اجتماعی هستیم
و مثل خرس قطبی نیستیم بنابراین شادی اصیل را باید در ارتباط با دیگران بیابیم کلمات خاصی را برای مدیتیشن و آرامش تکرار کنید مثل من مفیدم فلانی یا شاگردا به من توجه داره من مفیدم در زندگی دیگران تغییرات مفیدی ایجاد کرده ام به سهم خود کتاب احساس ارزشمندی را از سایت نشر سایه سخن بخرید یکی از اموری که به قاطعیت ما کمک می کنه مرور زمان هایی که قاطع بودیم است ی تمرین؟ آخرین باری که قاطع نبودید کی بود؟ چه اتفاقی افتاد؟البته معنی عزت نفس با باید دقیق تر کار کنید و مطالعه
پیامبر فرمودند خداوند همان طور که امر به واجبات کرده امر به مدارای با مردم کرد
یا ائمه فرمود نیمی از عیش در تغافل و ایگنور کردن است
مدارا را نشانه خردمندی بیان کردند
تصور کنید شما بروس لی هستید
چند بچه ی مهد کودکی می آیند مشت می زنند به شکم شما
شما خنده ات می گیره و اذیت نمیشی
وقتی احساس ارزشمندی ها را از منابع اصیل کسب کنیم مثل همان هدف در زندگی و منشا اثر بودن و کارهای خیرانه
از این شوخی ها اذیت نمیشی
بروس لی معنوی هستی که او را کوچکتر از این می بینی که بتونه اذیت کنه ی سؤال دیگه
گفتم اگر احساس ارزشمندی ما از منابع اصیل شارژ شود اینها را اصلا به حساب نمیارم که بخواد برنجاند مالک اشتر بعد از اون توهین تو بازار رفتن مسجد براش دعا کنه به خواجه نصرالدین طوسی این عالم بزرگ نامه ای کسی نوشت جلوی شاگردانش خواند نوشته بود ای سگ ای پدر سگ ایشان خیلی عادی گفت با ادله زیادی اثبات می کنم ایشان اشتباه می کنه من اگر سگ بودم نمی تونستم نامه بخونم نمی تونستم بنویسیم یعنی توهین را با طنز تفسیر جدیدی کردند حرف می زنم من سگ واق واق می کنه سگ چنگ داره من ناخن و... انس با کتب و سیره بزرگان خیلی موثر در همانندسازی با ایشان امام علی فرمودند کسی که خودش را به گروهی همانند کنند زود است که مثل آنها شود از اینترنت سرچ کنید
فلش کارهای حرمت خود و احساس ارزشمندی باید در سایت اسک دین پیدا کنید. سؤال تامل کنید سوار قطار سفر به گذشته شود بروید آن زمان اولین باری که در کودکی یادتون میاد قاطع نبودید کی بود؟ اولین بارشو یاد بیاورید پیدا هم نکردید در همان زمان کودکی هر چه به ذهنتان آمد را در نظر بگیرید اون فضا را در نظر بگیرید و شرایط آن را آخرین بار را هم در نظر بگیرید ببینید چه اشتراک هایی بین این دو می تونید بیابید یعنی همان گذشته است اینجا ی جور دیگر خودشو نشون میده یعنی زخم های عاطفی ما معمولا به زخم های جدید هم منجر میشه تجسم کنید در گذشته والد یا معلم مهربانی میاد کمکتون می کنه نکات مثبت تونو بیان می کنه و احساس ارزشمندی پیدا می کنید و قاطعانه با هم کلاسی صحبت کی کنید گفتم گذشته نهالی است که درخت میشه و میوه هاش در حال ظاهر میشه بستگی داره گذشته تلخ باشه یا شیرین. بنابراین گذشته ها را تغییر دهید با تجسم و تصویرسازی ذهنی تا حال تغییرات بسیار شیرینی پیدا کنید بحث های ارزشمندی بیان شد که همه اش پشتوانه تحقیقی داره و اثربخشی اش ثابت شده 200 میلیون یا حتی بیشتر ارزش بحث الان است
بنابراین دقت کنید که بحث هدر نره روش فکر کنید انس بگیرید با مطالب و اجرا و تمرین مستمر کنید
موفق باشید
با ما همرا باشید
نوبت مشاوره جی میل: mh.gh110@gmail.com


 


مشخصات: من 23 سالمه، دانشجوی هنر، 
 شکایت و سؤال اصلی: عقد بودیم دو ساله جدا شدیم. الان به یه آقا پسری دلبسته شدم که تو مکان های عمومی و مراسمای مذهبی می بینمش
هم صحبت نشدیم با هم و من فقط به خودش دلبسته ام این که نگاهشو کنترل می کنه کلا به جنس مخالف نگاهی نداره
حدودا 23 یا 24 سالشه. این علاقه به حدی رسیده که داره اذیتم میکنه دنبال شمارش بودم که بهش بگم. هرموقع که مجلس تموم میشه بدو بدو میام جلوی خروحی آقایون وایمیستم تا ببینمش ولی ایشون مثلا اخم میکنه نمیدونم خوشش نمیاد ازمن یا چی...
دوست دارم هرچه زودتر ازدواج کنم چون همسنام حتی بچه هم دارن. خیلی نیاز به همسر دارم
تاریخچه و وضعیت روانی: سابقه بیماری ندارد 2 ساله جدا شد عقد بوده، ولی دوشیزه نیست احساس افسردگی داره
برای ازدواج باید حس دو طرفی باشه اگه این حس ی طرفی باشه دردسر میشه بنابراین خیلی مراقب باشید که این حس را ی طرفه در ذهنتون چاق و چله اش نکنید که سلامتی جسمی و روحی تونم به خطر می افته
با خودتان باید بگید حتی اگر ایشان هم از من خوشش بیاد نباید تجربه تلخ گذشته تکرار بشه
باید زیر نظر مشاور باشیم با کمک آزمون و مصاحبه بررسی کنه ببینه اصلا از نظر صفات شخصیتی با هم تناسب داریم
یا اصلا خانواده اش اجازه میدهند با دختری که تجربه عقد داشته ازدواج کند
معمولا مادر پسر مخالفت می کنه و اگه مادری مخالف باشه حتی ازدواج هم صورت بگیره اون مادر زندگی را برای عروس تلخ می کنه
واقع بینی را در خودتون تقویت کنید
ببینید ایشان شما را دیدند و می تونند تو اون مراسم میرید اگه پسری واقعا از دختری خوشش بیاد زیر سنگ هم باشه آدرشو پیدا می کنه
او به شما فکر کرده باشه هر طوری شده سراغتون میاد پس خودتون دیگه نروید ببینیدش چون حالتون بدتر میشه
خیلی باید هشیار باشید چون تجربه تلخی دارید تکرار نشه
بعدشم مذهبی های همه انواعی دارند
هر مذهبی ای هم روش زندگی بلد نیست
مذهبی هست که افراطی است
مذهبی هست که نمی تونه جلوی خشمش را کنترل کنه و اتفاق ساده ای بیفته داد و هوار راه می اندازه و فحاشی می کنه
مذهبی هست که زنش را حبس می کنه میگه بیرون شرایط خوبی نیست و بده زن بیاد بیرون
مذهبی هست که تظاهر می کنه در خلوت اهل دیدن فیلم بد و موسیقی حرام هم هست
بنابراین هر خواستگار مذهبی هم بیاد باید طی چند ما زیرکانه بررسی بشه ببینید تظاهر است یا واقعی
جلسات خانوادگی زیادی داشته باشید و...
این که پسر چرا جلو نمیاد دلائل زیادی ممکنه داشته باشه مثلا خیلی هاشون اصلا تو مخیله شون به ازدواج هم فکر نمی کنند چون شغلی ندارند پس اندازی ندارن یا خانواده می گویند تو بچه ای هنوز و زوده
مراجعی داشتم پسرش تازه عقد کرده. مخالف بوده با ازدواج پسرش می گفته شرایط ازدواج نداری باید خونه و ماشین ... داشته باشی الان 41 ساله است
در فرهنگ ما فرزند مثل شاخه درخت وصل است به تنه خانواده.
خانواده خیلی موثر است در ازدواج و موانع و یا آسان سازی
ما داریم دختر یا پسر خیلی مذهبی است خانواده بی دین و حتی منکر خدا هستند
الان خانمی بود می گفت مهمانی می رویم پدر شوهرم اینا سر سفره مشروبات الکلی هم میارن
اصلا خودت را همسنی های متاهل تون مقایسه نکنید شرایط هر کسی خاص خودش است خیلی از اونا را هم شما در ظاهر می بینی بروی تو نخشون می بینی روزگار خوشی ندارن از هر 5 ازدواج ی ازدواج موفق است
برخی فقط همو تحمل می کنن
برخی هم زود میروند سراغ طلاق
بنابراین حالا که تجربه تلخ جدایی را دارید سعی کنید کمی کلاس بروید
درباره همسرداری و ازدواج موفق مطالعه کنید
درباره روان شناسی زن و مرد بیشتر بخونید
ولی مراقب باشید اگه رضایت و پذیرش پشت پسندیدن پسر نباشه زندگی تلخ میشه
چون برخی به زور خانواده را راضی می کنند
و بعدا این ها سبب تلخی رابطه میشه
برخی دختران هم تصور اشتباهی دارند
به قول خودشون از روش های مخ زنی استفاده می کنند تا پسر بیاد سراغشون
این روش برای خرید ی بلیط هواپیما شاید جواب بدهد
ولی اگر تناسب های لازم و تایید مشاور پیش از ازدواج نباشه مخ هم بزنن رابطه دوام نخواهد داشته و حتی طلاق هم نگیرند زیر یک سقف طلاق عاطفی دارند
کتابی می فرستم
مطالعه کنید
ممکنه با مطالعه و بررسی ها کمی ازدواج تون دیر بشه ولی ان شاالله ازدواج بالغانه خواهید داشت
مقایسه نکنید چون ی دفعه همان دوستی که می بینی حس می کنه موفق است می بینی جدا شده
یا درد و دل کنه می بینه شما ظاهر را می دیدید. برخی هم لاف زن هستند یعنی هر روز هم مشاجره داشته باشند برای دیگران لاف میزنن که من خوشم و شوهرم برام میمیره
گاهی انسان گرفتار عشق واکنشی میشه
یعنی چی؟
یعنی تمایل داره زخم عاطفی رابطه قبلی را سریع با مرهم ارتباط جدید خوب کنه
و این سبب ازدواج ناموفق بدی میشه
بنابراین در این مسیر باید خیلی خویشتندار باشه
مشاوره را مرور کنید
و تامل کنید روی سخنانم
موفق باشیدخدا نگهدارتون

 


گل من ‌چندین منشین غمگین شام محنت بسر آمد
سر و دست افشان غم دل بنشان غمخوارت از سفر آمد
ز چه بنشستی بگشا دستی آذین کن صحن و سرا را
که پس از غمها به رخ شبها آب و رنگ سحر آمد
شب مهتابی ز چه بیتابی روشن کن شمع صبوری
منشین غمگین که مه دیرین تابان و جلوه گر آمد
تو که آگاهی که چه شبهایی بایاد او بنشستیم
شب بارانی غم پنهانی رفت و نور بصر آمد
پس از آن دوری غم مهجوری شور و شادی بر پا کن
ز غم پنهان نشوی گریان چون او خندان ز در آمد
شب مهجوری ز ره دوری آوای رهگذر آمد
که سحر سر زد غم دل پر زد شادی از بام و در آمد
شب جانکاهی شرر آهی زد ابر غم به کناری
به سر افرازی به دل افروزی خورشید ما به در آمد
پس از هجران غم بی پایان پیدا خاتم عشقم
به دلم نوری چه شرر و شوری زان مرغ خوش خبر آمد

 

دانلود / علیرضا افتخاری



ضرورت عشق و مهرورزی به خانواده بر کسی پوشیده نیست اما توجه بیش از حد به آن می­‌تواند موجب خروج از اعتدال شده و امکان ایجاد آسیب به استحکام خانواده را در بر داشته باشد. لزوم دوری از افراط و تفریط و ضمیمه نمودن اقتدار به مهرورزی، ضرورت تدوین کتاب مهر و اقتدار در خانواده را دوچندان نمود و معاونت تهذیب حوزه­‌های علمیه به تدوین و نشر آن اهتمام ورزید.

این کتاب دارای مقدمه و 6 فصل با عناوین زیر می­باشد:

1- اهمیت تشکیل خانواده و ساختار آن

2- ساختار قدرت در خانواده

3- دیدگاه اسلام درباره ساختار مسئولیت در خانواده

4- تأثیر تفاوت­‌های جنسیتی بر ساختار قدرت در خانواده

5- نقش­‌های خانواده

6- الگوی مهر و اقتدار و شیوه­‌های نهادینه کردن آن.

دانلود کتاب: اینجا


 

نویسنده: محمدرضا زارعی توپخانه  سال انتشار: 1397

 


مُراجع:به نظر شما من الان دیگه لباس خیس نکنم این استرس تا چند رو با من هست
مشاور: مثلا ده ماه درمان شما طول بکشه ثواب زیادی برای این ده ما به شما میدهند
نه دیگه اومدی نسازی
مُراجع:چرا؟
مشاور: این همه توضیح دادم یعنی به جای خوراک ماهی ماهی گیری یادتون دادم. فرمول دادم دستتون تا خودتون طبق فرمول سؤال را جواب بدهی و نیازی نباشه هر روزی از ی کارشناس سؤال کنی و بخوای مطمئن بشی
خود سؤال مکرر از کارشناس وسواس را بدتر می کنه دقیقا مثل خیس کردن لباس است یا مهر امین.
یعنی ی روز کارشناس جوابتون نده به هم میریزی
مُراجع:درسته دقیقا
مشاور: بنابراین
             آب کم جو تشنگی آور به دست ///// تا بجوشد آبت از بالا و پست
خودتان استاد شدید الان. جواب سؤال خودتان را می تونم قسم بخورم بلد هستید و می خوای مطمئن بشی  و این اطمینان یابی ها بلای درمان شماست
مُراجع: درسته
مشاور: خب
با این توضیح جواب سؤال خودتونو بیان کنید
مُراجع: الان بگم
مشاور: بفرمایید
مُراجع: باید نوازشش کنم مدارا و صبر کنم چون برای آینده ام خوبه
مشاور: پس خوب یا بد خیس کنید لباس را یا نه؟
مُراجع: نه
مشاور: پس خوب یا بد لباس را خیس کنید؟
مُراجع: نه نباید خیس کنم
مشاور: با خیس کردن وسواس تشدید میشه درسته؟
مُراجع: بله درسته
نباید خیس کنم
مشاور: درمان را تا کی ادامه بدهیم؟
مسلما تا زمانی که وسواس باشه باید همین فرمول را اجرا کنید
مُراجع: من الان به خدا نمیتونم مسافرت برم چون نمیتونم تو مسافرت لباس هامو خیس کنم ان شاالله که بتونم با این تمرین ها موفق بشوم
بله درسته
مشاور: ولی به هر حال مهارت هایی که برای مقابله با وسواس یاد می گیری و ورزش و ماساژ بدن و معنویت و داروها خیلی کمک کننده است که ان شاالله زود به نتیجه برسید به شرطی که جدی باشی و اضطراب را تحمل کنی و مثل مادر صبور باشید
مشاوره را مرور کنید
وقت مشاوره خیلی وقته گذشته
ماندم بحث کامل بشه
مُراجع:بله چشم حتما
خیلی ممنون از شما خدا خیرتون بده
مشاور: امیدوار به خودتان کمک کنید و مثل وسواسی های دیگر از کارشناسان احکام و مشاوران مختلف نپرسید چون موقتا آرام میشید ولی وسواس در کل تشدید میشه با این پرسیدن ها.
توصیه های زیر بسیار در تسریع درمان تون کمک می کنه
ورزش های هوازی به خصوص ورزشهای باشگاهی و گروهی،
ماساژ بدن هفته ای سه روز
تنفس عمیق دیافراگمی(5 ثانیه دم، 7 ثانیه نفس را نگه دارید و 9 ثانیه بازدم. چند ثانیه صبر کنید و دوباره روزی بیست بار انجام دهید. تنفس دیافراگمی مثل تنفس کودکان شکمی است از ما از ناحیه سینه است معمولا که اشتباه است. برای تمرین به صورت راحت دراز بکشید. دست ها باز. ساعت و انگشتر و جوراب نداشته باشید لباس راحتی بپشوید کتابی روی شکم بگذارید و تمرین را انجام دهید کتاب باید بالا و پایین بیاید.
تفریح و حضور در جمع
مطالعه نکردن کتب فقهی تا زمان درمان
مُراجع: خیلی به شما میدیون شدم امشبخدا خیرتون بده
مشاور: خواهش می کنم 
مشاوره را مرور کنید
در پناه حق

با همراه باشید کانال ایتا: