زندگی عاقلانه

ای برادر قصه چون پیمانه است// معنا اندر وی بسان دانه است// دانه معنی بگیرد مرد عقل// ننگرد پیمانه را گر گشت نقل‏
مشاور: هر چه کودک درون گرفت انجام بدهی میشی مادر خیلی دلسوز که بچه راضی میشه ولی تربیت بچه تباه میشه فردا نمیشه خواسته هاشو برآورده کنی و انتظار و توقع و خواسته هایش تمومی نداره
باید مثل مادر صبور باشی یعنی چه طور؟
مُراجع:یعنی خیس نکنم اگر هم استرس گرفتم مقدمه ای برای خوب شدنه
مشاور: دقیقااااااا
احسنت
احسنت
احسنت
مُراجع:واقعا مثال شما خیلی خوب بود پس انشالله از الان دیگه لباس رو خیس نمیکنم اگر هم استرس گرفتم به این فکر میکنم که همین استرس منو درمان می‌کنه
مشاور: خب وقتی کودک درون بی تابی می کنه میگه نجسی هاااا دو دقیقه آب بکش شما باید مثل مادر صبور خویشتندار باشه و دست بچه را بگیر نوازشش کنی بگی نگران نباش
دقیقا همین کار را بکن
ولی من نویسنده ام کتابی نوشتم نظرات مراجع را درباره وسواس جمع آوری کردم اینو می گم تا از نظر دینی هم دلتون قرص قرص قرص بشه
مُراجع:خیلی ممنون
شما واقعا با حرف هاتون منو قانع میکنید
مشاور: زنده باشید
 همه معصومین(ع) و همه مراجع ایرانی و غیرایرانی قدیمی و جدید می فرمایند
مُراجع:خوشحالم که با شما آشنا شدم
مشاور: زنده باشید بزرگوار
وقتی بیماری وسواس داریم در هر چیزی تا زمان درمان اصلا و ابدا نباید به وسواس اعتنا کنید
سؤال؟اگر یقین داشته باشیم چطور؟
مُراجع:پس یعنی من دیگه لباس خیس نکنم
مشاور: مراجع می فرمایند بیماری وسواس ذهن را آشفته می کنه و یقین را دستکاری می کنه بنابراین حتی وسواسی به یقین خودش هم اعتنا نکنه
در هر زمینه ای که وسواس داره.
مُراجع:در واقع استرس بنده دارو من برای خوب شدنه پس یعنی حاجی من دیگه لباس خیس نکنم
مشاور: پس کودک درون بی تابی کرد مثل مادر صبور احساسات را کنترل و مدیریت کنه و با هر سختی ای شده گوش به حرفش نده و نوازشش کن
مُراجع:درسته یعنی با استرس مدارا کنم تا بره
مشاور: بگو نگران چی هستی بیا به خدا اعتماد کنیم خدا گفته بی اعتنایی به وسواس اجر بسیار زیادی داره چون کار سختیه
من سؤال می کنم
مُراجع:بفرما
مشاور: بزرگوار با مثالی که زدم و توضیحی که دادم خیس کردن لباس کار درمان را بهتر می کنه یا بدتر؟
مُراجع:به نظر من و توضیحات بسیار ارزشمند و زیبای شما بدتر می‌کنه
مشاور: احسنت بله با خیس کردن موقتا ممکنه آرام بشی ولی شما ی عمر باید زندگی کنی تا آخر عمر که نمی تونی لباستو خیس کنی.
مُراجع:این استرس که میکشم آیا منو به درمان نزدیک می‌کنی
مشاور: دقیقا اضطرابی که تحمل می کنی و مقاومت می کنی که خودت را خیس نکنی نشانه خوبی است که در مسیر درمان قرار گرفتید
مهر امین دیدید؟
مُراجع:بله
مشاور: مهر امین هم مثل خیس کردن شلوار برای نشان کردن است
یعنی چی؟
یعنی وسواس را بدتر می کنه
طوری که مثلا سفر باشی مهرامین نداشته باشی کلافه میشی
باید باشه
در حالی که دین گفته نیازی نیست به این کار
مُراجع:درسته
مشاور: اگر کثیرالشک باشیم بنا را می گذاریم بر چیزی که عمل درسته
اگر وسواس باشیم هم بی اعتنا میشیم به وسواس
نیازی به مهر نیست
مُراجع:درسته
مشاور: وقتی خدا مسیر را نور انداخته روشن کرده چرا خودمان ی شمع یا چراغ دستمون بگیریم و بار را سنگین کنیم؟
با همان نوری که خدا در مسیر روشن کرده بریم جلو
مُراجع:گفتم شاید با این کار وسواس کم بشه
مشاور: نه اتفاقا زیاد تر میشه
مُراجع:ولی شما با مثال به من فهموندین که بدتر میشه
مشاور: ی قانون کلی
در هر چیز
طهارت؟
وضو
غسل
ترشح در دستشویی
آب کشیدن بول و مخرج
حق الناس
جنب شدن
و...
در هر چیزی که وسواس داشته باشیم خدا کار را راحت کرده گفته می دونه سختت است و به دلیل بیماری وسواست اضطرابت بالا میره ولی بی اعتنا باش به وسواس
و چون کار سختی است هنگام بیماری به وسواس بی اعتنا باشیم ائمه فرمودند ثواب زیادی هم می برید بیشتر از مردم عادی.

ادامه داره

 

 


مشاور: سلام وقتتون بخیر
ممنون از اعتمادتون
مُراجع: وسواس دارم در دستشویی لباس خودم رو خیس میکنم به عنوان نشانه که یعنی طهارت هم انجام دادم که اگر بعد شکی سراغم آمد بگم لباس خیسه پس حتما طهارت انجام دادم آیا این راهکار خوبی هست ولی بعدش باید لباس خیسمو عوض کنم.
مشاور: سن و تحصیلات و جنسیت؟
دانشجو، 25 ساله، مرد
مشاور: چه مدتی وسواس دارید؟
2 ساله
مشاور: سالهای قبل اصلا وسواس نداشتید؟
مُراجع:نه وسواس نداشتم
مشاور: برای درمان وسواس از مشاور و روان پزشک کمک می گیرید؟
مُراجع:بله هر دو
بله
مشاور: چند ماهه دارو درمانی را شروع کردید؟
مُراجع:دو ماهه دارو را شروع کردم.
مشاور: چه داروهایی مصرف می کنید؟
مُراجع:سرترالین
مشاور: فقط؟
مُراجع:فلوکستین
مشاور: چقدر اثر داشته؟
مُراجع:بوسپیراکس
ترس فلوئوپرازین
خوب بوده اما الان مشکل طهارت دستشویی اصلا خوب نمیشه
مشاور: جلسات مشاوره ادامه داره؟
مُراجع:بله هر دو هفته یک بار
مشاور: اضطراب و دلشوره شما در کل بالاست؟
مُراجع:بله وقتی در دستشویی خودم رو زود میشورم استرس و لرز میگیرم
مشاور: غیر از دستشویی اضطراب دارید؟
مُراجع:خیلی کم مثلا برای کارم بعضی موقع ها ترس از نجس شدن ولی خیلی کمه
مشاور: برای توضیح مساله ی مثال میزنم خوب دقت کنید تمرکز دارید؟ اگه ندارید فردا بگم
مُراجع:خیلی ممنون
مشاور: چون خیلی مهمه
مُراجع:من مشکلی ندارم اگه شما وقت ندارین بزارین فردا در هر صورت من درخدمتم
مشاور: در خانواده یا فامیل نزدیک کودک دارید؟
مُراجع:بله
مشاور: نه وقت دارم چندسالشه؟
مُراجع:از 1 ساله داریم تا 7 ساله
مشاور: ببینید نمی دونم تجربه دارید یا نه
کم و بیش
مشاور: بچه ها از دم مغازه رد بشوند می گویند خوراکی بخر برام یا اگر فروشگاه بروند اصرار دارند خیلی چیزها را بردارند
مُراجع:درسته
مشاور: وقتی مادر بگه نه
مُراجع:برام اتفاق افتاده
مشاور: اصرار می کنن می نشینن
مُراجع:درسته
مشاور: گریه می کنند
درست
مشاور: برخی مادرها نمی تونن اشک بچه را ببیند و دلشون می سوزه می روند می خرند و همیشه بچه حرفش پیشه
مُراجع:درست
من باور کنید همین مادره که نمیتونه اشک بچه شو ببینه هستم
مشاور: برخی می گویند نمیشه همیشه چیزی بخریم ممکنه دلشون بسوزه برای بچه شون
ولی می گویند تربیت بچه خراب میشه باید هر طوری شده جلوی خودمو بگیرم و بگم نمیشه
مُراجع:درسته
مشاور: رفتید تا آخر داستان؟
فهمیدید چی می خوام بگم؟
مُراجع:بله متوجه شدم داستان رو ولی فرمایش شما شما رو نه زیاد به نظرم شما میگید من مقاومت کنم
مشاور: بعد از ظهر ی هندی بود همین مثال را براش زدم خیلی براش جالب بود کودک درون شما میگه ممکنه شک کنی پس برای احتیاط خودتو خیس کن
مُراجع:بله دقیقا
مشاور: شما بخواهی گوش به حرفش ندهی و خیس نکنی بیرون کلافه میشه هزار فکر میادنکنه طهارت نگرفته باشم
مُراجع:بله درسته است شدید میگیرم
مشاور: نکنه نجس باشم
مُراجع:بله واقعا این ها به سراغم میاد
مشاور: نکنه همه جا را نجس کنم و نمازم هم باطل باشه
مُراجع:همش فکر درگیره
مشاور: نکنه حق الناس بشه و همه را نجس کنم و....
مُراجع:به خدا انگار دارید درون من رو میگید همش درسته
مشاور: خب حالا می خوای اعتنا نکنی به این حرفها کودک درون حالش بد میشه گریه می کنه بی تابی می کنی میگه تو را خدا خیالمو راحت کن
بله درسته
مشاور: ی ابی بگیر به خود مگه چی میشه دو دقیقه است خیس میشی ولی خیالت راحت میشه این مثال ها را شاید شب تا صبح روش کار کردم
مُراجع:پس یعنی خیسی مشکلی نداره
مشاور: تا بتونم با مطالب روان شناسی تطبیق بدهم بنابراین جدی بگیرید
مُراجع:خودم رو خیس کنم تا خیالم راحت کنم
مشاور: نه نگرفتید
مُراجع:بله مثال بسیار زیبا و منطقی بود خدا خیرتون بده
مشاور: ببینید کودک نگران درون شما مثل همان بچه فامیلتونه
مُراجع:درسته

ادامه داره

 


تصور کنید به فردی آرام بگیم ی تمرین بهت میدیم ذهنت را ناآرام کن: به احتمالات بد و ناگوار فکر کن. فکر کن نکنه فلان اتفاق بیفته نکنه و.... خاطرات بد گذشته را هی بار تو ذهنت. به نظرت این فرد آرام چطور میشه؟
ما دقیقا برخلاف فرد آرام عمل می کنیم و هی نگرانی ها را دامن می زنیم و هی مرور می کنیم
از تکنیک های توجه‌برگردانی استفاده کنید این تکنیک ها بین هیجان منفی و نگرانی و حال شما فاصله می اندازه مقداری که فاصله بیفته باز قلبتون آروم میشه و هیجان منفی فروکش میکنه.

تمرین ها
1- مثلا کتاب را برعکس بگیرید سعی کنید پاراگراف اول را بخونید

2- ی بیت شعر را بردارید دست کاری کنید مثلا مصرع او را بخونید مصرع را خودتون بسازید
توانا بود هر که دانا بود....... ( خودت بعدی را بساز هر چند طنز و خنده دار باشه
مثل توانا بود هر که دانا بود** دم گربه ها رو به بالا بود

3- از طنز برای توجه برگردانی استفاده کنید
 افکار نگران کننده را کاریکاتوری و طنز آمیز و تحریف کنید. نگرانی را مثل همسایه یا فامیل بد قلق در نظر بگیرید هی بپرید وسط حرفش و حرفش را تحریف کنید و تغییر دهید
نگرانی میگه نکنه بیمار باشی؟ بگو ا راست میگی؟ کاسه تو بیار ماست بگیر
میگه ی اتفاق بدی می افته بگو واقعااااا؟ می تونی مثل ادای ی هنر پیشه بیان کنی (مثلا خانم شیرزاد در سریال ساختمان پزشکان)
باز میگه تو میمری ؟ بگو جون جفتک
پریدن وسط کلام دیگران بی ادبی است ولی پریدن وسط کلان آقا یا خانم نگرانی عین ادب است

4. به ذهن بگو میخوام ریموت را بزنم فکری لای در نمونه تعطیل. بگو میخوام در را ببندم
ی بستنی می خوام بخورم
و بستنی را بردار اول خوب خوب نگاهش کند
فقط سی ثانیه به خنکی اش تمرکز کنید
بعد سی ثانیه فقط به طعم بستنی
سی ثانیه نرمی اش
سی ثانیه به شکل هندسی در دهانتون
سی ثانیه بو
نگرانی هی میاد از پنجره نگاه می کنه اشاره کن به تابلوی بسته است
باز غرق در بستنی خوردن شو
به این تکنیک عالی که کلی تحقیق و پژوهش دنبالشه میگم توجه آگاهی

5. گاهی وضو بگیرید و ذکر «الله» را 66 بار بگید

6. ذکر لااله الاالله را بگید گاهی چهار قل بخونید

7. سوره الرحمن را زیاد بخونید یا گوش بدهید
برخی تلاوت ها نشانه های آفرینش خدا را هم با فیلم نمایش میده دریاها را کهکشان ها

8. کسی اتفاق بدی داره تعریف می کنه بگید بزنید شبکه آوا

9. تصور کنید ریمت دستتونه نگرانی اومد بزن شبکه خاطره ای شیرین مثلا مرور کنید ی سفری خوبی که داشتید را

10 روزی سه بار هر بار 5 دقیقه
دراز بکشید کتاب یا بشقابی روی شکم بگذارید
و تنفس بکشید طوری که بالا و پایین بشه (تنفس دیافراگمی)
5 ثانیه دم
 7 ثانیه نگه دارید
و 9 ثانیه باز دم 
سی ثانیه توقف و بعد دوباره

اب زیادتر بنوشید قهوه و چایی و نوشابه خیلی کم
غذای فیبردار بخورید از سایت های پزشکی ببینید فهرست این غذاها را
گاهی بروید زیر نور خورشید قدم بزنید و بنشینید
با ما همراه باشید؛ کانال ایتا: زندگی آرام

همه وقتی می خواستیم دوچرخه سوار بشیم یا شنا کنیم اضطراب داشتیم که خراب کنیم یا زمین بخوریم
در جمع صحبت کردن هم همین طوره
یعنی اگر ما تمرین منظمی داشته باشیم و کم کم در جمع های کوچک و کمی بزرگتر و بزرگتر بزرگتر حاضر بشیم و گاهی حرفی بزنیم و نظر بدهید
کم کم اضطرابمون میریزه
مشکل اینه که افرادی که در جمع اضطراب دارند معمولا به جای تمرین در جمع از جمع ها فراری اند
دوچرخه سواری که می خواستیم یاد بگیریم گاهی زمین می خوردیم
دردمون می آمد یا حتی زخمی می شدیم.
ولی کم کم یاد گرفتیم ترسمون ریخت و ..
همه افراد موفقی که در جمع راحتند زمین خوردن ها را داشتند
یعنی گاهی بهشون خندیدند
گاهی مسخره شدند
گاهی تپق زدند
ولی کم کم ترسشون ریخته
شما وقتی دوچرخه سواری بلد باشی کسی بخنده بگه هی هی چطور دوچرخه سواری می کنه برات مهم نیست
میگی میخواد خوشش بیاد میخواد بدش بیاد من دارم کارمو می کنم
وقتی کسی ترسش برای گفتگو در جمع میریزه پی این را بخودش می ماله که برخی هم می خندند یا می گویند بد بود ولی در کل اغلب می گویند معمولا یا خوب بود
پس برای مهارت حضور در جمع و کنفرانس از حضور در جمع های کوچک و بزرگ فرار نکنید
ی چیزی که در نظرسنجی ها انجام شده اینه که
افرادی که خجالتی هستند و اضطراب دارند در جمع فکر می کنند افتضاح بوده ولی افرادی که می بینند این قدر هم نمی گویند بد شده
برخی می گویند عادی بود
برخی می گویند پیش میاد
و خیلی کم مثل خود فرد خجالتی می گویند افتضاح بود
چون اضطراب ی امر درونی است و بیشتر ذهن را آشفته کرد و ما فکر می کنیم بیرون هم به آشفتگی ذهنمان هست
ولی کسی که بخواد زود در این مسیر موفق باشه بهتر است زیر نظر مربی باشه
چطور شنا و دوچرخه سواری را با مربی زودتر یاد می گیریم اینجا هم همین طور. باید اضطراب را به عنوان امری طبیعی در او کار بپذیری و بدانی هر قدر مهارت شما بزرگ میشه اضطراب کوچک و کوچک تر میشه
و مربی ای که می تونه کمکون کنه اینجا همان مشاور است وسواس و افسردگی باعث میشه ما ذهنمون واقعیتات را تحریف کنند
مثلا اگر سه درجه بد عمل کردید اضطراب و افسردگی میگه بدتر از این دیگه نمیشد
یا می گویند همیشه بد عمل خواهی کرد یا می گویند تو همینه فایده نداره تو از بس تو سرت زدند اینه دیگه و عوض نمیشی
در حالی که با مهار وسواس و افسردگی و تمرین هایی که گفتم میشه موفق شد
در چنین شرایطی درگیر مثلث شومی میشیم
ی ضلعش همیشگی است: یعنی به ما القا میشه همیشه بد عمل خواهیم کرد
ی ضلعش کلی است: القا میشه در همه کارها این جور میشیم
ی ضعلشم درونی کردن است: القا میشه من درست شدنی نیستم فایده نداره
باید تک تک این ضلع ها را اصلاح کنیم
به جای همیشگی بگیم در این موقعیت
به جای کلی بگیم در این کار
به جای درونی سازی بیرونی سازی کنیم و بگیم تمرین اثر داره و من شرایطم قبلا خوب نبوده تمرین کنم درست میشه
ر.ک کتاب مثل های روان، محمدحسین قدیری، نشر مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی

 

 


قوانین و اخلاق استفاده از اینترنت و گوشی همراه را یاد نگیریم تعارض بین ما زیاد میشه. گوشی ها امنیت جنسی و امنیت عاطفی همسران را ویران می کنند و آنها را در موضع تهمت قرار می دهند بنابراین در استفاده از گوشی همراه باید هشیار بود

مشت نمونه خروار:

سلام، خانوم هستم32ساله

همسرم همس سرش تو گوشیه تا میرسه خونه،حتی لباسشو عوض نمی کنه اولین کار گوشی رو میگیره

من حالم بد میشه، توجه نمی کنه بهم