زندگی عاقلانه

ای برادر قصه چون پیمانه است// معنا اندر وی بسان دانه است// دانه معنی بگیرد مرد عقل// ننگرد پیمانه را گر گشت نقل‏
یکی از دلائل روان شناختی که سبب میشه برخی برای اولین بار برای ما بسیار آشنا و خودمانی به نظر برسند «سوگیری انتقالی» است ممکن است برخی از صفات جسمی یا ظاهری و روان شناختی او، مشابه صفات فردی در زندگی شما باشد مثل خاله یا دختر خاله یا مادر و... که خیلی عزیز بوده و ناهشیار ذهن اون مشابهات ها را در نظر میگیره
رک: کتاب مادرشوهرت را بکش، نشر مهرستان

 

 


مشخصات : 22  خانم، مجرد، دانشجوی هنر، مذهبی .

شکایت یا سؤال اصلی:  بنده در حدود چند ماه پیش خواستگاری داشتم که جواب هر دو طرف مون مثبت بود و تا روز آزمایش پیش رفتیم تا مدتی نامزد بودیم به گونه ایی. از محبت ایشون مطمئن بودم کلی خاطرات و عاطفه و محبت ایجاد شد بین ما متأسفانه ایشون تحت فشار خاصی قرار گرفتند بابت بیماری و عمل پدرشون و در این مدت فشار شرایط خانوادگی ، بخاطر یکسری صحبت های بنده که از روی ناراحتی و دلخوری بابت مسئله ایی زدم بهشون غرورشون شکست و سوء تفاهم هایی ایجاد شد و متأسفانه ارتباط تموم شدالان با گذشت چند ماه خودم رو مقصر می دونمو نمی تونم به راحتی فراموش شون کنم بعد اون چندین تا خواستگار داشتم اما ناخوداگاه با اون مقایسه شون میکنم  و چون زیبایی و ویژگی های خوب اون رو ندارن به دلم نمی شینندر صورتی که گاهی در شهر و مجالس مذهبی می بینم شونو ایشون هم نگاه شون سمت من کشیده میشهباید چیکار کنم ؟ راهی هست که بدونم ایشون هم پشیمون شدن و میخوان برگردن ؟من واقعا دوست شون داشتم و دارم متأسفانه. خیلی سخته فراموش کنم به خصوص اینکه مقصر خودم بودم که با رفتار بچگانه فکر کرد از نظر اخلاقی باهم تفاهم نداریم ، به خصوص اینکه با صحبت های من غرورش هم شکست و مقداری سرد شد الان هم بسیار ذهنم درگیر ایشون ، همش فکر میکنم راهی هست برای برگشتش. 

تاریخچه و وضعیت روانی: دلشوره زیادی دارم . وسواس فکری و عملی دارم.

 


 با این همه اوضاع مشاجره و طلاق عاطفی و جدایی متاسفانه مشاوره پیش از ازدواج را جدی نگرفتید و اصلا مشاوره نرفتید. می دونید از از 5 ازدواج یکی ان هم به زور موفق میشه
قبول دارم وقتی حس عاطفی شدیدی پیش بیاد تصمیم منطقی سخت میشه ولی با این کارشان حتی اگر بیایند جلو و التماس هم بکنند نباید راحت بپذیرید و بدون نظر مشاور ازدواج آب خوردن هم نخورید هر روز در مشاوره های اینجا و حضوری می بینیم خانم هایی که با یکی دو فرزند شوهرشون رهاشون کرده و رفته
و نفقه هم نمیده ایشان این کار را ممکن بود بعد از عقد یا به دنیا آمدن ی بچه انجام دهند. خطر از بیخ گوشتون رد شده
اگه برای پختن پیتزا ده مواد نیاز داشته باشید
شما فقط پنیر پیتزا را دارید یعنی حس خوشایند ازش حس خوشایند خوبه و لازمه ولی کافی نیست. بنابراین اصلا خودتان را سرزنش نکنید که مقصر بودم خدا رو شکر کنید که فرصت بهتون داده
کتابی براتون می فرستم ببینید چقدر همسرگزینی حساس است ولی ساده انگاری میشه
ساده سازی با مطالعه و مشاوره خوبه ولی ساده انگاری یعنی حرکت به سمت دره های اختلاف و طلاق عاطفی و...
وقتی بخش سینگولیت مغز پرکار بشه و بخش پیشانی فعالیتش کم باشه خاطرات بیشتر می مانند و تکرار می شوند با خاطرات گذشته باید چه کرد؟ باید پرکاری آنها را مهار کرد و فعالیت بخش پیشانی مغز را بیشتر کرد
با ورزش های هوازی
با ماساژ دادن بدن سه بار در هفته
با مرور نکاتی که گفتم و واقع بینی ( همچنین تامل در زندگی جوانانی که مثل آب خوردن جدا میشن این روزها)
با تنفس عمیق دیافراگمی: 5 ثاینه دم/ 7 ثانیه نگه دار/ 9 ثانیه تخلیه
بعد از چند ثانیه دوباره. ده بار انجام دهید
الان اگر زیاد به ایشان فکر می کنید و هنوز خاطرات پر رنگ است خواستگار پذیرفتن خطرناک است
تکنیک کاربردی عالی دیگر کهپشتوانه پژوهشی زیادی در دنیا داره، درباره خاطرات ایشان ساعت مخصوصی فکر کنید و به ذهن اجازه ندهید به اونا فکر کنه
بگید ساعت 5 مثلا اون خاطرات را مرور می کنم.
و واقع بینی را تقویت می کنم
البته اگر وسواس داشته باشید و اضطرابی باشید خاطرات تکرارش بیشتر است و چسبنده تر میشه
خود وسواس و اضطراب نشان دهنده اینه که خود اون وابستگی عاطفی سالم نبوده و اضطراب این وسط چسب ریخته و ماندگارش کرده ببینید پسرها تعارفی نیستند می خواست بیاد امده بود ولی نمره منفی بزرگی کسب کرده
یعنی این خطرناک است و ممکنه این اتفاق در عقد یا با ی فرزند بیفته بنابراین حتی اگر بیاید و اصرار کند بگویید بدون مشاوره ازدواج هرگز. اگر گفت ریسک این ازدواج خیلی پایین است باشه
این که تفاوت سنی بیش از ده سال داشتید و در برون گرایی و احساسی بودن خیلی تفاوت داشتید و ایشان با ی اختلاف رها کردند و رفتند و.. همه نشون میده که نیاز به مشاوره مثل تنفس لازم بوده
به خصوص اگر اختلاف زیادی در برون گرایی و احساسی بودن هم داشتید
غذاهای کربوهیدرات بالا بیشتر مصرف کنید
این در کنار ورزش اون بخش های مغز را هم بهتر می کنه عملکردشو
اینها با افزایش سروتونین برای بهبود وسواستونم خوبه
این که در کل شما کلا خاطرات تلخ را بد فراموش می کنید و از کسی برنجید دیر فراموش می کنید و می بخشید فراموش ولی دائم مرور می کنید اینها به دلیل عملکرد اون بخش های مغز است
بله مشکلات گوارشی و درد مثل میگرن و کمردرد و خستگی های شدید هم دارید؟
در کل دلشوره تون زیاده در روز یا کمه؟
تمرین ماساژ و تنفس را جدی تر بگیرید
در محیطی آرام و معنوی 66 بار الله الله بگید آرام بخش است
مشاوره را مرور کنید
زنده باشید بزرگوار
خدا نگهدارتون
با ما همرا باشید
نوبت مشاوره جی میل: mh.gh110@gmail.com

 




 

 

مشخصات: مجرد/ مرد/ 18 ساله/
سؤال یا شکایت اصلی: برای مهار خودارضایی و دیدن فیلم مستهجن و وسواس در آب کشی و شتسشو چه کنم؟

تاریخچه و وضعیت روانی:

کم خونی/

 کدامیک از نشانه های زیر را از دو هفته گذشته داشته اید؟

1- خُلق تنگ و گرفته و افسرده در طول روز تقریبا
2- لذت نبردن از زندگی در طول روز تقریبا
3- علاقه نداشتن به فعالیت های معمول
4 - تغییرات اشتها و وزن
5- تغییرات و نوسانات خواب

6 - تأخیر روانی - حرکتی (در فکر و فعالیت های روزمره )
7- فقدان انرژی
8- احساس بیهودگی و گناه
9- کاهش توانایی فکری و ضعف تمرکز و تصمیم گیری
10- افکار تکراری مرگ و خودکشی و یا اقدام به آن

5/6/7/8/1/2/3

خودارضایی و دیدن فیلم با نگرانی و وسواس و دلشوره و افسردگی ارتباط داره یعنی وقتی ما حالمون بده کودک درونمون بی قراری می کنه ازمون می خواد برای بهبود حالش براش کاری بکنیم خود رفتارهای وسواسی و آبکشی و زیاد و غسل طولانی ی کار اتوماتیک برای رفع نگرانی کودک درونه اینها معمولا کمش آرامش موقتی به همراه داشته
ولی چون ذهن مزه اش را چشیده که کمی آرام میشه هی تکرار کرده
مثل کسی که حالش بد بوده سیگار کشیده و بعد هر موقع حالش بد شده هی سیگار رو سیگار کشیده
وقتی کودک درون حالش بده گفتیم التماس می کنه بی تابی می کنه که ی کاری بکنم برام
وسواس
کشیدن سیگار
خواب زیاد
خودارضایی
دیدن فیلم جنسی
وابستگی به دیگران
اینها کارهایی است که ممکنه ذهن ما را هل بده به سمتش که کودک درون حالش خوب بشه
ی سؤال دقت کنید و جوابش را در دفتری بنویسید
چه فعالیت های ریز و درشتی بوده که الان یا قبلا انجام میدادید حالتون خوش میشده؟
حتی ریز هم باشه بفرمایید مثلا برخی تجربه کردند وقتی می نویسند افکارشونو حالشون بهتر میشه
گردش و تفریح؟ورزش ؟همنشینی با خانواده و دوستان؟
دقت کنیدبرخی چیزها ممکنه حالتونو خوب کنه ولی باید دقت کرد وقتی مستمر بشه اعتیادی میشه و وابستگی روانی بهش پیدا می کنی اگه این طور بشه که خودش مشکل دیگری ایجاد کرده بنابراین اعتدال لازم و ضروری است
گفتم که خود شهوت ی جورایی برای آرام کردن کودک درون فعال تر میشه و عادت میشه
بنابراین هر قدر بتونی از راه های سازنده حال دل کودک درون را خوب کنید به همان میان قدر خودمهارگری جنسی شما بیشتر میشه
نکته بعدی
مهندی معکوس می دونید چیه؟
تصور کنید ما ی پهپاد از دشمن گرفتیم و اونا باز می کنیم ببینیم چطور ساختند تا مثل اون یا بهترشو بسازیم
یا مادر بزرگها خیاط نبودند ولی شلوار بچه را که خریده بودند و پاره شده بود را می شکافتند و اندازه قطعات آن پارچه می بریدند بعد سرهم می دوختند شهوت هم همین طوره
یعنی اول می بینیم شهوت را چطور میشه زیاد کرد
بعد همان چیزهایی که شهوت را تحریک و زیاد کرده است را به طور معکوس حذف می کنیم یا مهار می کنیم
مثلا دوست خوب می گیریم عکس و فیلم مبتذل در دسترس قرار نمیدهیم بیشتر فعالیت بدنی می کنیم و پرخوابی و تنهایی را مهار می کنیم و...
اما درباره بخشیده شدن
من جوابی ندارم از خودم. خدا گفته بهمون چه کنیم کجا؟در قرآن سوره زمر آیه 53. رجوع کنید
جوانان زیادی مثل شما به آیت االله مکارم نامه نوشتند گفتند شهوت پدرمونو در آورده و نگران ایمانمون هستیم
این مرجع تقلید و اسلام شناس جوابشونو داد که بعد کتابچه شد و صدها بار چاپ شد
راهکارهای زیادی بیان کرده و سراسر امیدواری است حتما بخونیدش
مشکلات جنسی جوانان
دانلود از سایت کتابخانه قائمیه برای رایانه و گوشی های هوشمند
آدرس زیر را از مرورگرتان جستجو کنید
https://www.ghbook.ir/index.php?option=com_dbook&task=viewbook&book_id=3315&lang=fa
شما درگیر ی عادت بد ریشه دار شدید و عمدا هوسرانی نمی کنید
اگه دقت کنید راهکارها بیان شده
یعنی راه توبه و امید به رحمت الهی بازه
برای مهار وسواس حتما زیر نظر مشاور باشید
هر قدر وسواس مهار بشه مهار هوس و شهوت راحتتر میشه
ورزش و فعالیت بدنی و تفریح و سرگرمی های سازنده و دوری از خلوت و دوستان غیرمعنوی را جدی بگیرید
برای وسواس هم ی قانونی کلی را بدونید و نپرسید دیگه
چون شما چیزی نیست درباره وسواس ندونید و سؤالهاتون خودش وسواس را تشدید می کنه و سؤال واقعی نیست
سؤالات اطمینان خواهی است
بنابراین چطور ی سیگاری مقاومت می کنه تا سیگار نکشه
چطور در ماه رمضون مقاومت می کنیم کاری نکنیم روزه باطل نشه
برای وسواس هم باید بی اعتنا باشیم به وسواس و مقاومت کنیم و تکرار نکنیم و به کودک درون که نگران است بگیم نگران نباش خدا گفته وقتی وسواس دارید بی اعتنا باشی و بی اعتنایی به وسواس عین عبادت است
درباره بخشیدن هم مراقب باشید درجا نزنید. درجا زدن یعنی اقدام نکردن در جهت بهبودی و فقط ناراحت بودن
اقدام کنید برای بهبودی حالتون امام زمان هم برای تلاش شما برای بهبودی خوشحال میشه
اگه جدی نباشید درگیر سؤالات تکراری میشید معمولا وسواسی ها دقت نمی کنند و تلاش نمی کنند آنچه گفته شد را اجرا کنند و سؤالات اطمینان یابی می کنند تا موقتا حالشون خوب بشه
و وقت دیگران و مشاور را می گیرند
ارزش مشاوره بالا بیش از دویست میلیون تمام است
کلمه به کلمه اش را مثل نقشه گنج جدی بگیرید. مشاوره را بخونید و ضبط کنید و بارها گوش کنید
اگه دیدید نمی تونی بی اعتنا باشی به وسواس حتما با روان شناس حضوری مشورت کنید
مشاوره را مرور کنید
موفق باشید
خدا نگهدارتون



 


مُشاور: سلام وقتتون بخیر ممنون از اعتمادتون روان شناس هستم.  مشکل یا سؤالتونو بیان فرمایید. برای این که درک درستی از شما و شرایطتون داشته باشم  ابتدا بفرمایید: سن، تحصیلات، جنسیت، وضعیت تأهل، شغل؟ مذهبی هستی؟سابقه بیماری تیروئید، دیابت، کم خونی، اضطراب و دلشوره های مستمر، افسردگی و وسواس های فکری و عملی؟کی آزمایش خون کامل دادید؟
مُراجع: سلام دانشجو هستم به شدت استرس اینو دارم برای کنفرانس برم یا برم پای تخته چیزی و حل کنم وقتی استاد تمرین میدهند و اسم صدا می کنند من تمام مدت رو استرس شدید دارم طوری که نزدیکه  گریه کنم همیشه می ترسم نظری بدم . یا تو بحث ها شرکت کنم 22 سالمه، دخترم ، مجرد، دانشجو معلمی، اضطراب دارم وسواس فکری هم دارم
یکی دوماه پیش آزمایش دادم مشکلی نداشتم
مُشاور: دبیرستان و راهنمایی و ابتدایی هم این طور بودید؟
مُراجع: بله من همیشه خجالت می‌کشیدم
مُشاور: آخرین باری که که استرس داشتید در جمع کی بود؟
مُراجع: هفته گذشته
مُشاور: اجازه بدید برای بیان مطلب از ی تمثیل استفاده کنم دوچرخه سواری یا شنا یا بلدید؟
مُراجع: دوچرخه سواری بله  شنا هم تقریبا
مُشاور: وقتی می خواستی مثلا شیرجه بزنه یا بخش عمیق بروی اضطراب داشتی یا وقتی می خواستی بار اول سوار دوچرخه بشی؟
مُراجع: بله زیاد
مُشاور: ولی چون نیازشون داشتی اون اضطراب را تحمل کردی حتی زمین خوردی یا در شنا آب زیادی خوردی تا کم کم مهارت کسب کردی اینجا هم همین طوره برای کسب مهارت کنفرانس دادن و رهایی از اضطراب اجتماعی بهترین کار تمرین مستمر است
مُراجع: درسته
مُشاور: طبیعی است ابتدا کمی سخته ولی کم کم مسلط میشی این مشکل در دنیا شیوع داره بسیاری از بازاریاب ها، کارمندان، دانشجویان و.... در این زمینه مشکل دارند. بسیاری از روحانیون منبری و کشیش ها و سخنران ها ابتدای کارشان این استرس ها را روزهای اول داشتند در کار شما چون نیازتون میشه بهتره به صورت فنی با این مشکل مواجه بشوید و حداقل اندازه ی ترم برای درمانش وقت بگذارید هزینه هر قدر هم بشه ارزش داره حتی شده وام یا قرض بگیری مثل کتاب ها و کلاس های کنکور برای کنکور هزینه کردید؟
مُراجع: بله بصورت فنی یعنی چطور ؟
مُشاور: اینجا هم کمتر از آن نیست چطور دوچرخه سواری و شنا را زیر نظر مربی کار کردید اینجا زیر نظر مشاور باتجربه ولی تا اینجا آمدید دست خالی نمیذارم بروید
مُراجع: خیلی ممنون
مُشاور: آخرین تجربه اضطراب در جمع را گفتید تجسم کنید: سوار قطار زمان شوید و به گذشته سفر کنید تامل کنید کجا بود و نزد چه کسانی بود اولین تجربه اضطراب در جمع را داشتید؟
مُراجع: معلم کلاس اولم ازش می ترسیدم که همون انکار استرس میداد
مُشاور: پس معلم سال اول قدیم تر چیزی یادتون نمیاد؟
مُراجع: قدیم تر خجالت یادم میاد که زیر هفت سال بودم و از دایی مادرم به حدی خجالت می‌کشیدم که خودمو میکشتم از اتاق برم بیرون ولی نمیتونستم
مُشاور: خانواده واکنششون نسبت به خجالت شما چی بود؟
مُراجع: هیچی فقط میگفتند خجالت نکش
مُشاور: حامی و یار بودند یا به اشتباه هلتون دارند و بار شند
مُراجع: نه اتفاقا مامانم هلم میده تو چیزی که ازش میترسم مثل رانندگی وحشت داشتم ولی به اصرار مامانم موفق شدم
مُشاور: منظورم اینه که درکتون می کردند یا با تذکر و نصیحت حالتون بدتر می کردند
مُراجع: نه همیشه تذکر میدادند ناز کشیدن نبود ولی حس خوبی داشتم باهام صحبت می کنه
مُشاور: فضای اون روز را تجسم کنید که کودک بودید و اضطراب داشتی با دایی مواجه بشی
بله
مُشاور: نگاه تون به دیگران، ترس، سرخ شدن صورت، خشکی دهان، نگرانی درسته؟
مُراجع: به غیر از خشکی دهان بقیش بله خشکی دهان و یادم نمیاد
مُشاور: به نظرتون این تجربه کودکی با اون تجربه امروز چقدر شباهت داره؟
مُراجع: فقط ترس تو دلم شبیهشه
مُشاور: نگرانی؟
مُراجع: چرا اینم هست
مُشاور: میل به اجتناب و دور شدن؟
مُراجع: اره دلم میخواست امروز من تو اون جمع محو باشم اون روزم دلم نمی‌خواست بیام بیرون
مُشاور: یا حس ناخوشایند از استاد مثل دایی سفت شدن عضلات
مُراجع: بله سفت شدن عضلات هم بود
مُشاور: تپش قلب
مُراجع: بله
مُشاور: احتمالا برافروختگی، تکرر ادرار، عرق کردن
مُراجع: نه اینها رو ندارم
مُشاور: در کل، داستان امروز اکوی داستان گذشته است بذر نامرغوبی که دیروز کشته شده امروز درخت شده و میوه های تلخی داده در واقع ما نان یا چوب گذشته را میخوریم
مُراجع: درسته
مُشاور: ظاهرا به طور کلی اضطرابی هم هستید و سابقه وسواس یا افسردگی؟
مُراجع: بله وسواس شدید دارم
مُشاور: کنفرانس مثل روزه گرفتن است وقتی قوی باشی کمتر اذیت میشی وقتی علاوه بر خجالتی بودن وسواس یا اضطراب داشته باشی بیشتر اذیت میشی هر قدر وسواس و اضطراب را مهار کنی موفق تر خواهی بود در مهار شرم و اضطراب اجتماعی
مُراجع: مثال جالبی بود
مُشاور: آخرین تجربه و اولین تجربه مقایسه شد و گفتیم گذشته اکوی الان است بعدش ؟
چیزی برای بعدش به ذهنتون میرسه که بتونه این صدای این اکو را تنظیم و خوشایند کنه؟ تجسم کنید همان ایام کودکی مادرتان همدلی عالی با شما داره و شما را تشویق می کنه که مقابل دایی بایستی و سلام کنی و دایی با گرمی با شما صحبت می کنه و عیدی بهتون میده و شما از آن روز به بعد از دایی خوشتان میاد. خیلی تمایل دارید ببیندش. مادرتان هم بارها و بارها از رفتارم با دایی برای دیگران می گوید و به خاطر جراتم تشویقم می کنه. و..

با ما همرا باشید
نوبت مشاوره جی میل: mh.gh110@gmail.com